عِبَادُ الرَّحْمَٰن
عِبَادُ الرَّحْمَٰن
June 6, 2025 at 01:18 PM
آنانکه دستشان را سوی خدا کنند کاش که شود فکری به حال ما کنند لمحه ای زمزمه ای با خدا کنند ما را نیز در دعایشان یاد کنند در گذار تلخی های روزگار لحظه های غم را بگذار کنار رها شو و بگذر از رود و درخت و چنار گوشه ای بنشین و دل به یاد الله سپار عید قربان، وقت قربانی نفس است عید صاف کردن قلب و دوری نحس است تویی که می خوانی شعر دلم را بدان یاد شده ای در قلب و سرم را گر بدانی یا نه دل فدای یار است فدای دلی که با یار رابطه دار است وجودم را به او به کار است بی او تنها و سر به دار است گر شناسی مرا و دعا خواستی بدان یاد شوی گر نشناسی در زندگی برای خدا موفق شوی حقیر و بی چیزم ندارم توشه ای فقط گاهی نشینم به یادش گوشه ای به قدر همتت برو بنشین گوشه ای فکری کن ببین بر قلبت چه نوشته ای خریدار قلب پاکت بدان خداست یار همیشگی مونس قلبت کجاست یوسف از بهر تو سرگشته و حیران گیر افتاده در کنج زندان این جهان بهر خوبانت به ما نظر کن درد ما را زودی دوا کن ما را در این دنیای بی حاصل فنا کن غم ها را زما با وصالت جدا کن نه راهی به پیشو نه راهی به پس خدایا خدایا مارا وامگذار به هیچ کس
❤️ 3

Comments